نقش مادر در "کیمیا" نمونه واقعی زن ایرانی است
این شبها دو سریال روی آنتن میرود که در هر دوی اینها نقش زن پررنگ است اما بهرغم نکات مثبتشان متاسفانه پرداخت درستی روی جایگاه زنان صورت نگرفته است. بیش از ۱۵سال است که درباره زن و جایگاه آن در مجموعههای تلویزیونی تحقیق میکنم و در این مسیر به یک نکته مهم رسیدم که در سریالهایی که اوایل انقلاب ساخته میشد زنان قدرتمند بیشتر در نقشهای منفی و کاراکترهای اهریمنی خودنمایی میکردند و این دقیقا برگرفته از فرهنگ غربی است چرا که در جامعه ایرانی زنان برجسته افرادی فداکار، ایثارگر و قدرتمند در جهت تحکیم بنیان خانواده ظاهر میشوند.
در دهههای قبل شاخصههای ما در جامعه ایرانی متاثر از فرهنگ غربی در رسانهها منعکس میشد و من سال ۸۲ در نامهای به علی لاریجانی به این مساله اشاره کردم. البته خوشبختانه به مروز زمان کاراکتر زنان توانمند در سریالها ظهور کرد ولی ضعف دیگری که خیلی واضح رقم خورد نشان دادن قدرت و درایت زنان به شرط حذف یا کمرنگ کردن مردان بود در صورتیکه اصلا چنین پرداختی درست نیست و ضرورتی ندارد قدرت یکی نشان از ضعف جنس دیگر داشته باشد.
سریال "کیمیا" کم و بیش از این موضوع رنج میبرد. زنان به شرط حضور کمرنگ مردان قدرت میگیرند در صورتیکه آن زمان بانوانی که در عرصه اجتماعی فعالیت میکردند از انقلاب اسلامی هویت گرفته و همه به همین سبب افرادی با نفوذ، مصمم و تاثیرگذار بودند. انتقاد دیگری که به این مجموعه وارد است بحث خط و ربطهایی است که موجب شکلگیری جریان انقلاب میشود. اگرچه داستان برمبنای یک خانواده است و میخواهد همه اتفاقات را حول محور آن نشان دهد اما در آن دوره مراکز تصمیم گیری مساجد بودند و مسجد عنصر پررنگ و موثرتری از خانهها به شمار میآمد.
البته این سریال امتیازهایی دارد که نباید از آنها چشمپوشی کرد، مثلا اینکه بحث خانواده و ارتباط بین اعضای آن، آسیب فیلمها و سریالهای دیگر را ندارد. الان نزدیک به سه دهه است هر فیلمی ساخته میشود به اشکال گوناگون خانوادهها با هم جنجال دارند و چالش و تقابل زن و مرد را میبینیم. "کیمیا" چون در بستر انقلاب شکل میگیرد این تقابل را ندارد و نقشی که برای مادر در نظر گرفته نمونه واقعی زن در جامعه ایرانی است، بنابراین از این لحاظ نمره قبولی میگیرد و توجه به این نکات نشان میدهد تلویزیون از ضعف سریالهای قبلی عبور کرده و جهشی رو به جلو داشته است.
"کیمیا" به سمت خَلق شخصیتی از زنان رفته که بعد از انقلاب به صحنه آمدند. زنانی که تصمیم ساز، با نفوذ و انتخابگر هستند. خوشبختانه نزدیک یک دهه است تولیدات به سمت بهتر شدن حرکت میکند و چهرههایی در تلویزیون پدیدار شدند که نماینده فرهنگ و جامعه ما هستند که امیدوارم این رویه ادامهدار باشد.
"نفس گرم" در زمینه روابط خانوادگی و نوع برخورد اعضا با یکدیگر از امتیازات "کیمیا" برخوردار است. علاوه بر آن نشان دادن زنی اجتماعی و با نفوذ که بیانش روی عدهای تاثیرگذار است، جزو نقاط قوت فیلم محسوب میشود، اما این مجموعه هم دقیقا برای پررنگ کردن زن، مرد را کلا حذف کرده و توانمندی زن را در حذف مرد نشان داده است تا جایی که گاهی باید به حال مرد غصه بخورید.
نکته دیگر درباره حضور اجتماعی و نقش سخنرانی زن است. کسی که حرفهای پندآموز میزند و جایگاه اجتماعی دارد دکور نیست و باید خصیصههای دیگری هم برای این کاراکتر لحاظ شود. متاسفانه این مشکل در گستره جامعه وجود دارد. زنان به عنوان نماینده مجلس، تاجر و دکتر تنها نماد هستند و متناسب با پستشان قدرت عمل ندارند. دلیلش در فضای رسانه این است که خالق این شخصیتها مرد هستند و مردان هیچ درکی از کاراکترهایی که خلق کردند ندارند. سخنرانی این زن متناسب با واقعیتهای جامعه نیست و تعارض فاحشی در گفتار و شخصیت قهرمان زن قصه وجود دارد.
انتقاد مهمتری که به "نفس گرم" وارد است تسلط نگاه مردانه و توجیه رفتاری است که کاملا در فرهنگسازی جامعه نقش موثری بازی میکند. در این سریال مرد دو زن را به عقد خود درآورده و پرداخت سریال به گونهای است که این عمل کاملا اخلاقی و حتی انسانی برداشت میشود در حالی که این مرد موضوع را از زن اول خود پنهان نگه داشته و به او دروغ گفته است. به عقد در آوردن زن دوم بدون اجازه زن اول مسالهای است که سریال نگاه موجهی بدان ندارد.
از سوی دیگر بیشتر سریالسازان مردان هستند و آنها با نگاه خود و با اطلاع کم از زنان، شخصیت آنان را در آثارشان به تصویر میکشند. در این آثار پرداخت به گونهای است که زن دوم به خاطر نیازمندی و مرد هم از سر بزرگ منشی چنین اقدامی انجام دادهاند در صورتی حقیقت در جامعه چیز دیگری است و پشت پرده داستانها کاملا متفاوت از داستانهایی است که در رسانه بازگو میشود.
در "نفس گرم" اینکه زن را عنصری تاثیرگذار معرفی میکند و از جنگ و جدلهای اعصاب خردکن دور است ویژگی مثبت محسوب میشود اما این اثر هم مثل خیلی از تولیدات دیگر است که درصدد تطهیر مرد هستند یعنی نواقصی در زن اول و نیازهایی در زن دوم مطرح میکنند که عمل مرد را قابل قبول جلوه دهند.
در نهایت اینکه زنان در اغلب سریالها نقشی حاشیهای دارند و این موضوعی است که باید در روند سریالسازی بیشتر مورد اصلاح قرار گیرد
فرشته ولی مراد / کارشناس اجتماعی و تهیهکننده تلویزیون